الشيخ محمد آصف المحسني

80

متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى)

عقل در پيچاك اسباب و علل * عشق چوگان باز ميدان عمل و ما قوهء ديگرى داريم كه قادر بدرك آن حقائق است و خوانندهء عزيز در نام‌گذارى اين قوهء مختار است و ميتواند نام آن را وجدان ، فطرت ، ضمير ، عقل عملى ، عشق ، و يا غير آينها بگذارد . در دنيا عاقلى را سراغ نداريم كه عدالت را تقبيح و ظلم را تحسين كند ، حسن عدالت حقيقتى است مسلم چنانچه قبح ظلم در صفحهء گيتى قابل ترديد نيست . با اينكه فلسفه نميتواند دليلى از ادلّهء معمولى نظرى خود را بر اثبات آنها اقامه كند يعنى اگر فرضا بحسن ظلم و قبح عدل قائل بشويم نه دورى لازم مىآيد ، و نه تسلسلى و نه اجتماع ضدّين و نقيضى اينجا است كه بايد حكومت بدست عقل عملى ( وجدان ) سپرده شود و اوست كه بضرورت اين دو قضيه ، حسن عدل و قبح ظلم ، حكم مىكند . نگارنده در بعضى از مباحث عالى كلامى بيان نموده كه حسن و قبح از احكام قضاياى مشهورات نيست تا ارزش معنوى خود را از دست داده و بگفته معروب رب مشهور لا اصل له ( يعنى چه بسا امر مشهورى كه بىاساس است ) مورد ترديد قرار گيرد ، بلكه از جملهء قضاياى قطعى معتبر منطقى است ، و البته تفصيل اين بحث دقيق مناسب اين مقام نيست و مىشود كه در رديف حسن عدالت و قبح ظلم امور ديگرى را نيز قرار داد كه ادراك آنها تنها و تنها بوجدان تعلّق دارد و عقل نظرى